در مراسم سالگرد حاج حمید نمازی مطرح شد: در مسئله تهاجم فرهنگی اگر امثال حاج حمید نمازی نبودند، کمرمان شکسته بود
حجتالاسلام طائب گفت: حاج حمید نمازی کسی بود که همان گونه که در چهره اش محبت و تواضع دیده می شد، وقتی که از مهاجمان به فرهنگ صحبت میشد، چهره اش طوری تغییر می کرد که گویی در خط مقدم جبهه حضور دارد.
به گزارش خبرگزاری حیات، مراسم نخستین سالگرد درگذشت مرحوم « حاج حمید نمازی» پنج شنبه با حضور حجت الاسلام و المسلمین مهدی طائب رئیس قرارگاه فرهنگی عمار، حمیدرضا مقدم فر مشاور فرمانده کل سپاه، سردار اشتری فرمانده ناجا، حجتالاسلام محمدرضا زائری، سیدنظام الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس، نیز خانواده و جمعی از اهالی فرهنگ و هنر و دوستان و هم رزمان ایشان در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.
حجتالاسلام طائب در این مراسم با اشاره به اینکه حاج حمید نمازی مصداق حدیث «المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه» بود گفت: او در دل خود دریایی از درد و رنج فرهنگ مردم را داشت اما وقتی هم که با او دیدار میکردی، گویی همه چیز خوب است و در عالم خبری نیست.
وی با بیان اینکه حاج حمید نمازی مصداق خیبرشکن عصر پیامبر(ص) بود، گفت: در نبرد خیبر پیامبر اسلام (ص) به جایی رسیدند که مسیر باز نمیشد. پرچم را به یکی از صحابه دادند و گفتند: برو و مسیر را فتح کن. او رفت و آمد و گفت: نتوانستم. صحابه دوم را فرستادند و او هم نتوانست و گفت مسیر باز نمی شود. در این زمان رسول اکرم (ص) فرمودند: من این پرچم را دست کسی میدهم که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند و او اصلاً عقبنشینی نمیکند. پیامبر(ص) در اینجا به چند صفت درباره حضرت علی (ع) اشاره کردند.
رئیس شورای مرکزی قرارگاه عمار اظهار داشت: وقتی حجت خدا مأموریتی به انسان میدهد، آن انسان یا باید مأموریت را انجام دهد و یا شهید شود. اگر مأموریت را انجام نداد و برگشت، معنی اش این است که حجت خدا را قبول ندارد.
وی با اشاره به یکی دیگر از رویدادهای عصر پیامبر (ص) گفت: چند سالی بعد از ظهور اسلام، زندگی مردم مدینه در شرایط خوبی قرار گرفت. پیامبر (ص) مردم را به اموری که خداوند دستور داده بود، دعوت می کردند و آنها نمی آمدند؛ در این هنگام آیهای نازل شد که ای مؤمنان، قرار بود شما دین پیامبر را یاری کنید. اگر نمی خواهید یاری کنید، بگویید که ما نیستیم، اگر هم کسی بگوید ما نیستیم این بار روی زمین نمی ماند. خداوند عده ای دیگر را می آورد تا این بار را از روی زمین بردارند. مانند همان اتفاقی که در نبرد خیبر افتاد.
حجتالاسلام طائب با بیان اینکه حاج حمید نمازی همان فردی بود که بار را از روی زمین برداشت افزود: وی همان گونه که در چهره اش محبت و تواضع دیده می شد، وقتی که از مهاجمان به فرهنگ صحبت میشد، چهره اش طوری تغییر می کرد که گویی در خط مقدم جبهه حضور دارد. او کاری نداشت که دیگران درباره اش چه می گویند، پای کار می ایستاد. در برابر تهاجم فرهنگی اگر امثال حاج حمید نمازی نبودند، کمرمان شکسته بود.
وی افزود: در حال حاضر دشمن به خط آخر زده، هر چه دارد را به میدان آورده، من یقین دارم اگر نمازی با آن دید عمیق فرهنگی که داشت، هجوم امروز دشمن را میدید، خیلی اذیت میشد. لذا در این شرایط بار کارهایی که او بهدنبالش بود، بر روی دوش ما است و رساندن این بار به مقصد همان روحیه وی را می طلبد.
ماجرای ترکتحصیل مرحوم نمازی در دوره فوق لیسانس
در ادامه مراسم حمیدرضا مقدمفر مشاور رسانهای فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه از حدود سال 60 با حاج حمید نمازی همکار و مأنوس بودم گفت: طی این مدت دوستان زیادی داشتم. بعضی از آنها مثل شهید طهرانی مقدم بودند که به شهادت رسیده و بعضی دیگر از دوستانم مثل سردار محقق، شهید زنده هستند. اما در بین دوستان، برخی از آنها الگوی من بودند.
وی اظهار داشت: حاج حمید نمازی از جمله کسانی بود که از دوران نوجوانی و جوانی برای من الگو بود. به یاد دارم که بعد از دوران جنگ، تحصیل در مقطع کارشناسی را با هم شروع کردیم. بعد از آن وارد مقطع کارشناسی ارشد شدیم. خیلی هم تلاش کرده بودیم تا در این مقطع قبول شویم. اوایل ترم، یکی از اساتید در کلاس درس درباره انقلاب، حرفهای بیربطی زد. حاج حمید جواب او را داد. در نهایت به استاد گفت: تو شایسته استادی نیستی و استاد هم گفت تو شایستگی دانشجویی را نداری. حاج حمید در ادامه گفت: یا تو باید بروی یا من انصراف میدهم. در این رابطه تلاشهایی هم شد. آن استاد در دانشگاه ماند و حاج حمید گفت من دیگر به دانشگاه نمی آیم. در واقع او در جایی که خلاف اعتقاداتش بود، نمی ماند.
مشاور رسانهای فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به یکی دیگر از ویژگی های مرحوم نمازی گفت: به همراه حاج حمید چند سفر کربلا رفتیم. یک بار هم گرفتار آمریکایی ها شدیم، چند ساعتی طول کشید؛ او حال و هوای عجیبی داشت. در آنجا هم دیدیم که به مراتب یک عارف به تمام معنا بود.
وی گفت:حاج حمید خیلی راحت از دنیا گذشت. خیلیها امروز از نرخ و قیمت زمین و مدارج تحصیلی صحبت میکنند اما او دنبال اینها نبود و خیلی راحت از دنیا گذشت. یکی دیگر از ویژگی های وی، شوخ طبعی اش بود. نگاه طنز به رویدادها داشت که در همین رابطه مجله «جیغ و داد» را منتشر کردیم که محور تحریریه این مجله آقای نمازی بود.
مقدم فر با اشاره به آخرین خاطره اش از حمید نمازی اظهار داشت: دو روز قبل از اینکه حاج حمید به بیمارستان برود، من برای مناظره به برنامه «دیروز، امروز، فردا» رفته بودم. بعد از این برنامه اولین تماس را حاج حمید گرفت و مثل یک پدر دلسوز درباره این مناظره صحبت کرد. در ابتدا من را بهخاطر بعضی صحبتهایم تشویق کرد و سپس من را نصیحت کرد. چند ایراد را به صورت نرم و عاطفی به من گفت و قرار شد روز بعد به دفترم بیاید و بیشتر صحبت کنیم، او آمد و کاری پیش آمد و من نبودم. وقتی آمدم دیدم روی تخته اتاقم چند بیت شعر در قالب نصیحت برای من نوشته و رفته است.
وی ادامه داد: حاج حمید حتی درباره رفتن به بیمارستان هم چیزی نگفت تا مبادا دوستانش ناراحت شوند. او به قدری دغدغه فرهنگ را داشت که حتی بعد از وفاتش در عالم خواب به یکی از دوستان پیام داده بود که اینجا همه چیز خوب است و به دوستان بگویید تنها ناراحتی من این است که کارها خوب پیش نمیرود.
اجرای این مراسم بر عهده محمد سلوکی بود. شعرخوانی محمد سهرابی و صابر خراسانی در وصف اهل بیت(ع) از دیگر بخش های این برنامه بود. در حاشیه این مراسم نقاشی از پرتره حاج حمید نمازی ترسیم و به خانواده مرحوم نمازی تقدیم شد. در پایان مستندی از سهیل کریمی در مورد زندگی حاج حمید نمازی نمایش داده شد.